ر ـ پاییز
دست نوشته
۱۳۸۳/۸/۱۸ :: ٦:٥٢ ‎ب.ظ

زبان پنجره ها را كه بست مشتي سيب

و خواب آينه ها را شكست مشتي سيب

دو خط موازي كشيد  روی سطح سكوت

ببين هميشه فاصله اي هست مشتي سيب

هواي لحظه ورفتن چقدر باراني است

براي رقص حجمي ازاين دست مشتي سيب

دلت براي اين همه ديوار كه تنگ نبود

دلت براي اين همه بن بست مشتي سيب

و آخر اين قصه يك درخت خواهد ماند

وسايه اي كه سهم تو بوده است مشتي سيب

و آخر اين قصه يك درخت باقي ماند

وسايه اي كه مثل هبوط است مشتي سيب



موضوع مطلب :
 
 
بالای صفحه