ر ـ پاییز
دست نوشته
۱۳۸٦/۸/٢٠ :: ٦:٠٥ ‎ب.ظ

من يك برادرزاده دارم كه پنج سالشه و تقريبا بجز نصب ويندوز، اكثر كارهايي كه من از كامپيوتر مي دونم رو از كنار من ياد گرفته و اونقدر وابسته به كامپيوتره  كه فقط بهانه چرخ وفلك سوار شدن راضيش ميكنه كه از پاي كامپيوتر بلند بشه.امسال پدر و مادرش تصميم گرفتن براي اينكه كمي اجتماعي بشه و از اين وضعيت بيرون بياد او رو به مهد كودك ببرن ولي او هر روز تهديد ميكنه كه اگر سي دي دلخواهش رو از بازار تهيه نكنند در اولين فرصت اقدام به ترك مهد كودك خواهد گرفت.من گاهي گداري كه دلم براش تنگ ميشه زنگ ميزنم كه باهاش صحبت كنم اما او به دليل اينكه بازي مورد نظرش در اوج قرار داره فقط به اين گفته كفايت ميكنه : به عمو بگين اميرحسين وقت نداره!اما چند روز پيش در كمال تعجب خودش تماس گرفت و گفت : عمو من يك نقشه دارم كمكم ميكني؟ گفتم چه نقشه اي؟ گفت: من ميخوام چندتا اتوبوس رو منفجر كنم براي كار گذاشتن بمب ها نياز به كمك تو دارم! گفتم: اگه اتوبوس منفجر بشه ما هم مي ميريم ! گفت : تو چقدر خنگي قبل از اينكه بمب ها منفجر بشن ما رفتيم مرحله بعدي!

فلاش بك

 شب يلدا بود.برق آبادي، طبق معمول شبهاي سرد زمستاني رفته بود.مادر، چراغ گردسوز را كه وسط سيني كرسي گذاشت پياله هاي ترشاله(برگه زردآلو)، توت خشكه و گندم بوداده خودنمايي كردند خوشحالي عجيبي در من به وجود آمده بود چون قرار بود مثل سنت هر ساله يلدا، ننجون و بابجون به خانه ما بيايند.دلم براي قصيده ها و قصه هاي طنز آميز شان، تنگ شده بود.تا بخواهند بيايند من روي همه شيشه هاي بخار گرفته اتاق با خط كودكانه، ابياتي كه از حافظ بلد بودم را نوشتم و از داخل حرف ياي « مي فروش » به زحمت به بيرون نگريستم:دانه هاي برف آرام آرام فرود مي آمدند و باد همچنانكه درخت خرمالوي حياط را به رقص واداشته بود همچون يك موسيقي متن از لابلاي قصه هاي ميهمانان عزيز آن شب، عبور مي كرد.جشن ما تكميل بود.

برداشت آخر

 نسل ما كه به هر دليلي(شما بخوانيد اجبار) با ادبيات خو گرفته بود و سعدي و حافظ و مولانا جزيي از افكار و انديشه هايش محسوب مي شدند با دستاني خالي از سپهري و اخوان و شاملو و گلشيري و دولت آبادي و دانشور و آل احمد و شريعتي و شجريان و احترامي و گل آقا و .... به استقبال قرن جديد آمده است.واي به حال نسلي كه تمام ايدوئولوژي و استراتژي اش را بازي هاي رايانه اي اشغال كرده اند



موضوع مطلب :
 
 
بالای صفحه