ر ـ پاییز
دست نوشته
۱۳۸٦/۱٢/٧ :: ۱:۱٩ ‎ق.ظ

 در حالیکه عقربه های ساعت در حوالی ساعت ۱۸ پرسه می زنند ٬ تلفن همراه آقای منتقد به صدا در می آید:
- بله! بله! خودم هستم بله من داستان های شما را همین الان تمام کردم تبریک می گویم آثارتان واقعا بیدارکننده هستند ولی اگر اجازه بدهید من حدودا ۳ ساعت دیگر با آقای ناشر تماس خواهم گرفت چون الآن خیلی خوابم می آید



موضوع مطلب :
 
 
بالای صفحه