داستانک 2

 در حالیکه عقربه های ساعت در حوالی ساعت ۱۸ پرسه می زنند ٬ تلفن همراه آقای منتقد به صدا در می آید:
- بله! بله! خودم هستم بله من داستان های شما را همین الان تمام کردم تبریک می گویم آثارتان واقعا بیدارکننده هستند ولی اگر اجازه بدهید من حدودا ۳ ساعت دیگر با آقای ناشر تماس خواهم گرفت چون الآن خیلی خوابم می آید

/ 13 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزام

مثل اینکه توی این سبک جدید موفق نبودی... برگرد به سبک قدیم!

فرزام

این از معدود دفعاتیه که واسه پست وبلاگم تبلیغ می کنم! لطفا" سر بزنید!

طاها

سلام سال نو مبارک![لبخند]

darkness

فکر کنم باید تبریک گفت(خب عرف همینه با اینکه مسخره است) عیدت مبارک... برات موفقیت رو آرزو می کنم. شاد باشی[گل]

صادق

بهار اومد برفارو نقطه چین کرد خنده به دلمردگی زمین کرد فرارسیدن بهار رو به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض می کنم [شوخی]

روح الله کرهانی شیرازی

سلام بهار می آید حاجی فیروز دف می کوبد آمدن نوروز را و هفت "سین " سفره ی ما هفت سئوال همسرم از هفت سوراخ ِ جیب های من است عید شما مبارک

مانی

مبارکه. همین جوری کلا!

نسیم

حالا مثلا این کامنتارو واسه بچه ها میزاری که چی سال جدید متفاوت ظاهر بشی؟[نیشخند][عصبانی]

صالح

داری حرام می شوی ای دل قبول کن فکری به حال ثانیه های عجول کن

سونیا

بانمک بود.جالب اومدین